بسم الله الرّحمن الرّحیم این آیه زیبا را به دقت بخوانید: آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟
***و زمین مرد آن روز از آن درد*** - پنــــــــــــــدار
X
تبلیغات
زولا

پنــــــــــــــدار

یــه کـــــم امیــــــد

سلام دوستان عزیز.

چند وقت پیش یه مطلب خوندم.پیش خودم گفتم یه پست در باره اش بزارم تا شما هم استفاده ببرید.

نمیخوام اشک هاتون رو در بیارم،اما این عکسا و مطالب واقعا اشکهای آدم رو درمیارن. خواهش میکنم این پست رو بخونید.


شهیدانی که زنده به گور شدند:


دست ها و پاهای این شهید دلاور رو با سیم تلفن بستند و در غربت و مظلومیت بی اندازه ای، به احتمال قوی،زنده به گور کردند.



و حالا یکی دیگر از جنایات رژیم بعثی:46 شهید که همهگی باهم زنده به گو شدند:

 

 


علی محمودوند


مطلبی که در ادامه می خوانید، خاطره ای از تلخ ترین روز تفحص شهید علی محمودوند از علمداران تفحص است که به روایت کتاب «شهید گمنام» در ادامه می آید:داخل خاک عراق مشغول جستجو بودیم؛ یکی از افسران عراقی خبر آورد که در منطقه ای جلوتر از اینجا یک گلستان دسته جمعی از شهدای ایرانی است اما عراقی ها اجازه عبور نمی دادند؛ با تلاش بسیار و پس از مدت ها پیگیری به آن منطقه رفتیم؛ آن روز تلخ ترین روز دوران تفحص بود.

46 شهید غواص آنجا بودند، دست و پا و چشم های همگی آنها بسته شده بود؛ آنچه می دیدم باور کردنی نبود؛ بعثی ها این اسیران جنگی را زنده به گور کرده بودند! پلاک همه آنها را هم جدا کرده بودند تا شناسایی نشوند. آنها 46 شهید گمنام بودند.

در کنار همه پیکرها که سالم و کامل بود یک دست قطع شده قرار داشت؛ این دست متعلق به هیچ کدام از پیکرها نبود؛  انگشتر فیروزه زیبایی هم بر دست داشت؛ این دست مدت های طولانی مونس من شده بود؛ هر وقت کار ما گره می خورد به سراغ این دست می آمدیم؛ گویی این دست آمده بود تا دستگیر همه ما باشد.

***و زمین مرد آن روز از آن درد***


از:شهدا         به:ما


***این قرار ما نبود***
منابع:آسمانه،



[ 1393/08/15 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ nazanin ]

نظرات (19)


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک